نگاهی به :آفساید 
به کارگردانی جعفر پناهی
فرهاد اکبرزاده
نقش داور, و داوری در بازی فوتبال نقش با اهمیت و جالبی در سیاستگذاری لحظه هاست. نقشی که اهمیت خود را نه از تطبیقی بی انعطاف با خط ها و خطاها، بلکه بیشتر از بستگی موثرش با شرایط برخورد و به گونه ای فی البداهه گی می گیرد. از این رو داوری در یک بازی فوتبال کنشی فعال و تاثیر گذار در مدیریت برخوردها زیر نظرحدود از پیش تعیین شده است.
آفساید به فضائی خلاء گونه که از فاصله بین دروازه بان و مدافعان تشکیل شده گفته می شود. خلاء ی که به گونه ای قانونی خارج زمین را در درون زمین تولید می کند. این خلاء را می توان در جاهای مختلفی جست . قرنطینه های گمرک بین دومرز و یا درون ساختمان سفارت های مختلف که با قوانین داخلی کشور خویش مطابق اند نیز، از این شراط خارج در داخل تبعیت می کنند.
درمورد پناهی و شرایط خاص آثار او بهتر است به یک موضوع کلیدی اشاره کرد.همانطور که او خود را در دیالوگی از گفته های سرباز نیشابوری " بادکنک سفید" باز می یابد: «من غریبم اما غریبه نیستم» و این وضعیت بیرون در درون را به چالش می کشد.
حرفهای زیادی می توان درباره آفساید و حواشی آن زد.اشاره به وضعیتی که در مقابل نوعی رئالیسم درد، صف آرائی کرده یا جهشی که از وضعیت های انتزاعی و کوران های نشانه شناختی به دنیای ازدحام آدمها و چهره ها گریز زده است. در هر حال بهترین جا برای شروع، اشاره به سرگرمی سازی در جهت ارضاء نیازی اساسی در تخلیه ی احساسات سرکوب شده و هیجانات ناشی از زندگی در شرایط امروزیست که اگر بگوئیم اهمیتی به اندازه برخی دغدغه های جدی دارد زیاد اغراق نکرده ایم. آفساید به فضائی اشاره می کند که فحش دادن و تخلیه احساسات روانی در آن آزاد است و خلاء قوانین و اخلاق در آن به شکل سوپاپ های اطمینان عمل می کنند.
در صحنه ای از آفساید، با دیالوگی که از محوریت خاصی نسبت به مضمون کلی فیلم برخوردار است مواجهیم. یعنی درست همان جائی که یکی از دختران بازداشت شده که در جامه ی مبدل مانند عنصری نفوذی (این موضوع در مورد دختری که از لباس نظامی سوء استفاده کرده به نهایت خود می رسد) به استادیوم وارد و دستگیره شده، به قصد نرم کردن به سمت سرباز آذری، که دغدغه های جدیش( مادر مریض، زمین خشک و گاوهای گرسنه) او را در جایگاهی ستیز جویانه قرارداده می رود و با طرح سوالات متعددی به خلاء ی اشاره می کند که قوانین و نماینده قانون که در این جا به شکل نمادین سرباز آذریست قادر به پاسخگوئی به آنها نیستند. او با طرح این سوالات درست به آفساید قانون گذاری اشاره می کند.جائی که دلایل و توجیهات قانع کننده نیستند و سرباز آذری را در نهایت، ناچار به استفاده از زور در گریز از پاسخ گوئی می کنند. همین وضعیت در طرح جایگاه و محل نگهداری متخلفین نیز کاملا رعایت می شود. جایگاه یا قرنطینه ی دختران دستگیر شده جائی درست در فضای استادیوم است، ولی با وجود همان اندازه وفاصله چند متری از محرومیتی تشدید شده تری نسبت به تماشاچیان خانه نشین برخوردار است و بازداشت شده گان را در درون آفساید ساختمان استادیوم در شرایطی قرار داده که تنها داوران ( نگهبانها) می توانند آنها را در جریان و روند بازی و افت و خیزها قرار دهند که همین موضوع انتقال اخبار نیز به شکل چشمگیری با کاذب بودن اخباری تحت تاثیر تعصبات و احساسات یکی از سربازها قرار گرفته با بحران مواجه می شود. در نگاهی کلی تر یعنی درست در یک عکس هوائی همین منطقه ( استادیوم) می تواند برای زنان مانند آفساید یا خلاء ی در درون شهر فرض شود و آنها به همان اندازه از بازی دور باشند( تلوزیون) که زنان ژاپنی ویا بحرینی .
چیزی که در ساختار فیلم اهمیت زیادی پیدا می کند همان خلاء جغرافیایی زنان است که می تواند این نمای گسترده و حضور پررنگ را در یک عکس هوایی برای یک زن به نیست بدل کند. امری که در مورد داوری آفساید در جشنواره بیست و چهارم نیز کاملا صادق است و این بنای دقیق و طراحی بدیع را به راحتی در یک نمای از بالا حذف کرده است. البته شاید برخی با اشاره به دایره و طرح محدودیت زنان در آفساید بخواهند به نتایج مشابهی دراعمال تفسیرهای کاملا فمینیستی برسند اما چیزی که به درک کلی ساختار انتقادی آفساید مرتبط است اشاره ایست صریح به داوری و اختلاطی دلخورانه است با قانون.
احتمالا آفساید در جشنواره های خارجی از اقبال خوبی برخوردار خواهد بود و جالب اینکه این اقبال نیزمی تواند دستمایه طرح برخی مسائل حاشیه ای گردد اعم این موضوعات همان بحث نمایش زخم های جامعه ی ایرانیست که در ایجاد یک وضعیت توریستی منجر به شناخت تیره فرهنگی خواهد شد. ولی چیزی که می تواند در مقابل این تلقی ها بایستد تنها طرح چند سوال ساده ست: در کجای جهان این ایده قابل رخ دادن بوده و کدام کارگردان می توانست این ایده را به حدیث نفس خویش در مواجهه با برخوردهای صورت گرفته با آثارشان بدل کند؟